|
می خواهم برايت بنويسم می خواهم از روزی بنويسم که آمدی.روزی که اين دل تنها بود و در تنهايی لحظه ها را سپری می کرد به دنبال نگاهی آشنا شايد می دانست در همين نزديکی نگاه و هم نفسی است. قرار نبود تو باشی اما نمی دانم در پس آن نگاهت چه داشتی که ماندی و خواندی سرود هم نوايی حالا دل بی درد ما درد دارد ! درد تو.. درد دلی که بردی..دلی که دادم به آن نگاه آشنا. در تمام لحظات مبهم وسرد و دراوج ويراني دلم و در زير خروارها خروار خاك ياس به تو پناه آوردم وتوويرانه قلبم را دوباره آباد ساختي و لحظات مبهم و سرد را پر از شور ونشاط و مرا كه به مرز نابودي رسيده بودم حيات دوباره بخشيد هر روز طلوع را مي نگرم اما طلوع خورشيد بي تو چه دلگير است و برايم لحظات غروب را تداعي ميكند دلم ميخواهد هر روز در كنارت باشم هر روز و لحظه زندگي ام و در هر طپش قلبم به ياد تونگاهم را به نگاهت بدوزم.از تمام دنيا كناره مي گيرم و خويش را در پاياني ترين نقطه ي دنيا در انتهاي غربت و بي كسي به آخرين نفسهاي چراغ عمرم ميرسانم. اي يگانه ياور من!... نيوشا اگر فريادت ميزنم((دوستت دارم))تو گر به فريادي عاشقانه در لحظه هاي ناچيز نميخواني ام... تنها يكبار نام من را زير لبان پر مهرت بشكن و پاره كن! باش با من كه هميشه جز به تو به هيچ خيال واهي نينديشيده ام.نه تنها در خلوت لحظه هايم كه در تمام دقيقه هاتو شانه به شانه افكار غريبم بودي...! اي اشنايي كه برايت غريبه ام...! يكدم ببين اين عاشق خسته دل شوريده از تو چه مي خواهد... اين همه آرزو نيازو التماس تنها براي يك لحظه بودنت در كنار من ويك لحظه بودن در كنار شهر وجود تو!كاش ميدانستي... چگونه دستهاي بي رحم زمان تن خسته خويش را به خواب مرگ ميبرد... كاش دستم توان داشت تا كه اين ديوارهاي سنگي ظلمت را بشكند... ترس ازاينكه اين فاصله هاتو را ازمن گرفته باشد... اين فاصله هاي طولاني و دراز .ترس من ازنيامدن تو ودل از دل غميده ام گرفته باشي...معبودم! به تو سوگند... به تمام شبهايي كه عاشقانه پرسديدمت و به عشقت گريستم قسم به اولين سلام صادقانه ات كه راه تاريك سرنوشتم را به گامهاي تو پيوند زد پيش از انكه نگاهم در افق نگاهت غريبه شود... بگو كه((دوستم داري)) بگو...تا هنوز جايي براي ماندن در قلب تو را دارم...نيازم،شيرينم ،با يك دنيا ارزو((دوستت دارم))
حضورت سرشار از مهر نیک زیستن است؛ حضوری عاشقانه که عطر وجودت را از راهی دور برایم به ارمغان میاورد ، صدایم که میزنی در تکاپوی نفسهایم گیج صوت صدایت میگردم ٬ همان دم که توان پاسخ را ندارم و دیگر یارای سخن گفتن نیست ، به گرداگرد نام زیبایت مدام میگردم و با تمام وجود از صمیم قلب نامت را بر لب میرانم و گویا قبل از رسیدن صدایم به تو ، مدهوش جوابت گشته ام ، و لحظههایم ... تنگاتنگ و دست در آغوش کلام ، ضربآهنگی از عاطفهی سرخ تو را ، هماره میرقصند . به پا خیز! از خودت به در آ و مرا دریاب مهربانم! امیرم ! مرا دریاب که بی تو ، رمندهی صحرای گیتیام ، و با تو : به حضوری مهرآگین پیوند میخورم .
وقت جان کندن من بود نمی دانستم ، تیغ در گردن من بود نمی دانستم ، آنچه در حجم پر از درد گلویم پژمرد ، آخرین شیون من بود نمی دانستم ، تا نمردم بگذارید که فریاد کنم دوست هم دشمن من بود نمی دانستم ، از همان خنده که معنای عطوفت می داد ، نیتش کشتن من بود نمی دانستم ، آنچه من عاطفه پنداشتمش آتش خرمن من بود نمی دانستم ، لحظه وصل من و دوست ، خدا می داند ، وقت جان کندن من بود نمی دانستم ...
من پذيرفتم شکســــــــت خويش را پندهاي عقل دور انديش را من پذيرفتم که عشق افسانه است می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو تنهاتر از من میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را
به تو دلبسته شدم ، از همان روز که قاموس زمان ، چله از قلب فرو مرده من باز گشود . به تو عادت کردم ، چون دم و باز دمم ، که همه عمر مکرر شده است .و نمیدانم من . . . و نمیدانیم ما که چه تعداد نفس ، در همه عمر دراز ، رفته در کام فرو ، گاه حتی ز تو آزرده شدم ، تو گل وحشی دشت من یکی مست تماشای رخت ، وه که پیکان نظر بازی تو ، خوش فرو هشت در این قلب ستمدیده من ، و من واله تو . . . به عبث در هوس چیدن تو ، دست بردم بر آن ساقه ناب تن تو ، تا تو را در کشم اندر تن خود آه افسوس بر این نکته نیندیشیدم. . .ساقه ناب گل وحشی دشت ، خار خود می خلد اندر تن من ، آری ای آبی نیلوفریم ، من همان شب پره ام ، که شبی راز غم عشق تو را ، با یکی شمع نهادم به میان ، شمع نالید ز شب تا دل صبح ، و شرر بر تن زارم بفکند ، و کنون باز منم شب پره سوخته پر ، و سحر نزدیک است . لیک اینبار دگر می دانم ، و تو هم می دانی ، عمر یک شب پره ، شب تا سحر است .پس دگر من نگهم را ز تو بر می دارم . تا نظر بر سحر مرگ نشان آویزم ، لیک ای چشمه زیبایی و نور بر بلندای افق ، گر گذر کرد دلت ، یاد این عاشق پر سوخته کن که تو را دید شبی . . . و شبی رفت ز یاد
حال من دست خودم نیست دیگه آروم نمیگیرم دلم از کسی گرفته که می خواهم براش بمیرم باز سرنوشت و انتهای آشنایی باز لحظه های غم انگیز جدایی باز لحظه های ناگریز دل بریدن بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن پای دنیای تو موندم ، مثل عاشق های عالم تا منو ببخشی آخر ، تا دلت بسوزه کم کم مثل آینه روبرومه ، حس باتو بودن من دارم از دست تو میرم ، عاشقی کن منو نشکن
- هواي پاييزي، در يك ماشين گرم و صداي راديو
- كاهش سهميه بنزين - آقاجون به اين مسئولين بگين من سرويس مدرسه ام با اين سهميه چكار بايد بكنم. - خدمت آقاي دكتر بپيچينون هستيم جناب دكتر مي تونين دلايل توجيهيتون براي كاهش سهميه بنزن را براي شنوندگان عزيز بيان كنيد. - دكتر بپيچينون: اول اينكه ما الان در مرحله دوران گذر هستيم. - ممنونم از دكتر بپيچينون كه انقدر روشن پاسخ دادند و فكر مي كنم ديگه جاي هيچ سؤالي براي شنوندگان باقي نمونده باشه.
از معلمانم در مورد عشق پرسيدم هر كدام جواب هايي دادند:
از معلم ادبيات پرسيدم گفت:عشق شعري است كه مانند چشمه جاري در دل تو،سعدي،حافظ و... وجود دارد. از معلم فيزيك پرسيدم گفت:عشق جاذبه اي است دوست داشتني در قلب ما انسان ها. از معلم شيمي پرسيدم گفت:عشق سنگ مذابي است كه به شدت در قلب ما برخورد مي كند. از معلم زبان پرسيدم گفت:عشق همان I LOVE YOUاست. از معلم زيست پرسيدم گفت :عشق قتلي است كه از شنيدن آن قلبمان به تپش مي افتد. از معاون مدرسه پرسيدم گفت:يادم باشد در كارتكس انضباطي يادداشتش كنم. و در آخر از مدير پرسيدم با لبخندي زيركانه گفت: اخراج
دوستی گفت: من دیگران را با سلام آشنا میکنم تو با نگاه . . . .
زنان سوژه ضربالمثلهای متعددی هستند و این مطلب تنها مربوط به افغانستان نیست. نگاهی داریم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشورهای مختلف جهان:
دوست میدارم یکی را دوست می دارم ولی او باورندارد
یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگی را با گرما ی عشق او می گذرانم ! کسی را دوست میدارم که میدانم هیچ گاه به او نخواهم رسید و هیچ گاه نمیتوانم دستانش را بفشارم ! یکی را دوست میدارم بیشتر از هر کسی , همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد ! یکی را دوست میدارم که میدانم او دیگر برایم یکی نیست او برایم یک دنیاست ! یکی را برای همیشه دوست میدارم کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا , کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم ! یکی را تا ابد دوست میدارم کسی که هیچ گاه درد دلم را نفهمید و ندانست که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است ! یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست میدارم کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاه به سوی دیگر بود ! آری ! یکی را از ته دل صادقانه دوست میدارم کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم ! کسی را دوست میدارم که برای من بهترین است از بی وفایی هایش که بگذرم برای من عزیز ترین است ! یکی را دوست میدارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد , نمیداند که چقدر دوستش دارم , نمیفهمد که او تمام زندگی ام است ! یکی را با همین قلب شکسته ام با تمام احساساتم بی بهانه دوست میدارم , کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز در این قلب شکسته ام جا دارد ! یکی را بیشتر از همه دوست میدارم کسی که حتی مرا کمتر از هر کس نیز دوست نمیدارد ! یکی را دوست میدارم ................................................................. با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما.......................... **********من دیوانه تنها او را دوست میدارم **********
دلم برای کسی تنگ استکه طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد... دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند... دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد... دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد... دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد... دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد... دلم برای کسی تنگ است که چشمام چشمانش را می طلبد... دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تنش است... دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده ... دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده... دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است ... دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است... دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است... دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخم هایم است... دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرارم است... دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیم... دلم برای کسی تنگ است که قلب خیلی وقت انتظار داشتنش را می کشه... دلم برای کسی تنگ است که بهم نگه تا کی دوستیم... دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دلتنگی هایم است..
و... خداوند عشق را آفرید. رودها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا می کنند و انسانها همه انسانها با عشق فقط با عشق پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که ناتوانم رحم کن باشد که خانه ای نداشته باشم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم اما نباشد هرگز نباشد که در قلبم عشقت نباشد، هرگز نباشد...
متن کل خبر : طبق پژوهشهای به دست امده حدودا بیش از 80 درصد آقایان با فردی که قبل از ازدواج رابطه جنسی برقرار نموده اند ازدواج نخواهند کرد این رفتار دلایل عمده ای بهمراه دارد که بخشی از آن ارادی و بخشی دیگر غیر ارادی و بواسطه فعل و انفعالات هورمونی در مردان میباشد دلیل بر هم خوردن اکثر روابط دوستی که در ان رابطه جنسی بوجود می آید همین عامل میباشد .این در حالیست که اکثر خانمها نسبت به فردی که با آن رابطه جنسی برقرار میکنند وابستگی احساسی پیدا میکنند . به این معنی که در این نوع از رابطه جنسی عمل دخول به هیچ وجه انجام نمی گیرد قابل توجه آقاین ایرانی که تا اسم سکس میاد فقط یاد تنا یک نقطه حساس همسرشون یا نامزدشون و یا دوست دخترشون می افتند زنها موجوداتی عجیب و با ظرافت بالایی هستند خداوند جنس زن را به گونه ای آفرید که می توان زن را مظهر لطافت و زیبایی به شمار آورد بدون شک هیچ زن و مردی را سراغ ندارم که با دیدن یک دختر زیبا یا یک خانم زیبا برنگشته باشد و او را حداقل دوبار نگاه کند البته این امر کاملا طبیعی به شمار می رود اعصاب حسی زنان در تمامی نقاط آنها قوی می باشند و حس لامسه آنها در حدود 20 تا 25 درصد قوی تر از جنس مخالف هم سن خودشون می باشد یک شوهر باید از این حس استفاده بهینه بکند یعنی تا جایی که امکان دارد همسر خود را نوازش کند نقاطی که زنان از نوازش کردن آنها لذت می برند و تا حدودی تحریک می شوند به ترتیب عبارتند از: لیسیدن و مکیدن اندامها: خانم ها چه می خواهند.... وقتی صحبت از مسئله پیچیده رابطه جنسی به میان می آید، اگر بخواهیم به این بپردازیم که خانم ها چه می خواهند یا آقایان چه می خواهند کار سختی است چون با اینکار یک مسئله بسیار شخصی و خصوصی را به شدت ساده خواهیم کرد. کاملاً مشخص است که روابط و تجربیات جنسی انواع و اقسام مختلف دارند که افراد می توانند در آنها سهیم بوده و لذت ببرند. اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، آنچه خانم ها و آقایان هرکدام از رابطه جنسی انتظار دارند را باید بر مبنای فردی بررسی کرد. درنتیجه، آنچه که فرد در ارتباط با رابطه جنسی، کمبود آن را در روابط خود حس می کند یا عمیقاً در آرزوی آن است، دقیقاً همان چیزی است که او در آن زمان در زندگی خود نیاز دارد. برای مثال، خیلی خانم ها از محبت زیاد لذت می برند اما رابطه جنسی داغ و قوی فیزیکی نمی خواهند. خیلی دیگر از خانم ها از رابطه جنسی های فیزیکی و شدید لذت می برند اما برای حفظ تعادل دوست دارند با ابراز محبت و ناز و نوازش هم همراه باشد. حالا اگر به کل مردم نگاه کنیم و اکثریت عموم را در نظر بگیریم، می توانیم نتیجه گیری هایی ارائه کنیم. در طول این سالها اکثریت خانم هایی که به من مراجعه می کنند دنبال صمیمیت بیشتری در روابط خود بوده اند. خانم ها دوست دارند با طرف مقابلشان ارتباط قوی برقرار کرده و به هم عشق بورزند. اکثراً دوست دارند مردشان به آنها بگوید که چرا دوستشان دارد و چه چیز آنها خاص و منحصر بفرد است. معمولاً می گویند دوست دارند که مردشان بیشتر بغلشان کند، ببوسدشان، ناز و نوازششان کند و با آنها بیشتر حرف بزند. اگر قرار است رابطه جنسی بیشتری داشته باشند، دوست دارند که این رابطه جنسی شدیداً احساسی و عاشقانه باشد. می خواهند این صمیمیت هم در اتاق خواب و هم خارج از آن جریان داشته باشد. همچنین خانم ها نیاز دارند که باهوش و توانا تلقی شوند و برای همه خصوصیات و ویژگی های خاصشان از آنها تعریف و تمجید شود. خانم ها به طور متوسط نیازمند بغل کردن های بیشتر، محبت بیشتر و صمیمیت بیشتر هستند. دوست دارند مردشان همیشه از زیباییشان تعریف کند و آنها را مطمئن کند که از رابطه با او لذت می برند. اغلب مردها می توانند زمان زیادی را بدون صمیمیت بگذرانند و به همین دلیل فکر می کنند که خانم ها هم همین توانایی را دارند. متاسفانه، تعداد خیلی کمی از آقایون هستند که می دانند باید هر از گاهی خانمشان را با هدایای غافل گیر کننده یا تعریف و تمجید خوشحال کنند. اما اکثر خانم ها چیزی بیشتر از صمیمت گاه و بیگاه نیاز دارند. آنها برای اینکه همیشه خوشحال و راضی باشند، به صمیمیت روزانه نیاز دارند. بعد از اینکه دو نفر با هم ازدواج می کنند، خیلی از آقایون تلاش می کنند نشان دهند که آن اندازه ای که تصور می کنند برای عشق کافی است. خیلی وقت ها نتیجه گیری هایشان را برحسب نیازهای خودشان بنا می کنند. این آن گل یا شکلات یا هدیه نیست که خانم ها واقعاً می خواهند، آنچه آنها واقعاً می خواهند اعمالی است که نشان دهد همسرشان آنها را دوست دارد و آنقدر برایشان مهم هستند که بخواهند برای خوشحال کردنشان انرژی صرف کنند. خانم ها همیشه انتظار ابراز محبت های بیشتر و مداوم تری دارند. آنها می خواهند مداوم بدانند که طرفشان به آنها بی تفاوت نیست. بسیاری از ازدواج ها به این دلیل برهم می خورد که مردها نیازهای خانمشان را واقعاً جدی تلقی نمی کنند. بسیاری از خانم های متاهلی که خارج از ازدواجشان با مردان دیگر ارتباط دارند می گویند که عاشق مردهایی می شوند که به آنها ابراز محبت می کنند، بیشتر به حرفهایشان گوش می کنند و بیشتر با آنها حرف می زنند. احساس احترام، محبت و عشقی که در ازدواجشان نداشتند را با آنها تجربه می کنند. خانم هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند و به برابری زن و مرد معتقدند به هیچ وجه دوست ندارند که فقط به عنوان یک ابزار جنسی به آنها نگاه شود. دوست دارند بیشتر از آن به نظر برسند و از مردهایی که به آنها فقط برای گذران وقت و رابطه جنسی نگاه می کنند متنفر هستند. خیلی خانم ها از اینکه می بینند چطور بسیاری از آقایون می توانند بدون عشق رابطه جنسی داشته باشند در عجبند. اکثر خانم ها اگر رابطه جنسیشان فقط جنبه فیزیکی و جسمی داشته باشد به هیچ عنوان از آن رابطه جنسی ارضاء نمی شوند. بااینکه ممکن است به ارگاسم هم برسند اما اکثراً از چنین روابط جنسی خیلی زود خسته می شوند. حتماً باید آن حس عشق و صمیمیت را با همسرشان حس کنند. اما متاسفانه اکثر آقایون یا این مسمتن کل خبر : طبق پژوهشهای به دست امده حدودا بیش از 80 درصد آقایان با فردی که قبل از ازدواج رابطه جنسی برقرار نموده اند ازدواج نخواهند کرد این رفتار دلایل عمده ای بهمراه دارد که بخشی از آن ارادی و بخشی دیگر غیر ارادی و بواسطه فعل و انفعالات هورمونی در مردان میباشد دلیل بر هم خوردن اکثر روابط دوستی که در ان رابطه جنسی بوجود می آید همین عامل میباشد .این در حالیست که اکثر خانمها نسبت به فردی که با آن رابطه جنسی برقرار میکنند وابستگی احساسی پیدا میکنند . به این معنی که در این نوع از رابطه جنسی عمل دخول به هیچ وجه انجام نمی گیرد قابل توجه آقاین ایرانی که تا اسم سکس میاد فقط یاد تنا یک نقطه حساس همسرشون یا نامزدشون و یا دوست دخترشون می افتند زنها موجوداتی عجیب و با ظرافت بالایی هستند خداوند جنس زن را به گونه ای آفرید که می توان زن را مظهر لطافت و زیبایی به شمار آورد بدون شک هیچ زن و مردی را سراغ ندارم که با دیدن یک دختر زیبا یا یک خانم زیبا برنگشته باشد و او را حداقل دوبار نگاه کند البته این امر کاملا طبیعی به شمار می رود اعصاب حسی زنان در تمامی نقاط آنها قوی می باشند و حس لامسه آنها در حدود 20 تا 25 درصد قوی تر از جنس مخالف هم سن خودشون می باشد یک شوهر باید از این حس استفاده بهینه بکند یعنی تا جایی که امکان دارد همسر خود را نوازش کند نقاطی که زنان از نوازش کردن آنها لذت می برند و تا حدودی تحریک می شوند به ترتیب عبارتند از: لیسیدن و مکیدن اندامها: خانم ها چه می خواهند.... وقتی صحبت از مسئله پیچیده رابطه جنسی به میان می آید، اگر بخواهیم به این بپردازیم که خانم ها چه می خواهند یا آقایان چه می خواهند کار سختی است چون با اینکار یک مسئله بسیار شخصی و خصوصی را به شدت ساده خواهیم کرد. کاملاً مشخص است که روابط و تجربیات جنسی انواع و اقسام مختلف دارند که افراد می توانند در آنها سهیم بوده و لذت ببرند. اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، آنچه خانم ها و آقایان هرکدام از رابطه جنسی انتظار دارند را باید بر مبنای فردی بررسی کرد. درنتیجه، آنچه که فرد در ارتباط با رابطه جنسی، کمبود آن را در روابط خود حس می کند یا عمیقاً در آرزوی آن است، دقیقاً همان چیزی است که او در آن زمان در زندگی خود نیاز دارد. برای مثال، خیلی خانم ها از محبت زیاد لذت می برند اما رابطه جنسی داغ و قوی فیزیکی نمی خواهند. خیلی دیگر از خانم ها از رابطه جنسی های فیزیکی و شدید لذت می برند اما برای حفظ تعادل دوست دارند با ابراز محبت و ناز و نوازش هم همراه باشد. حالا اگر به کل مردم نگاه کنیم و اکثریت عموم را در نظر بگیریم، می توانیم نتیجه گیری هایی ارائه کنیم. در طول این سالها اکثریت خانم هایی که به من مراجعه می کنند دنبال صمیمیت بیشتری در روابط خود بوده اند. خانم ها دوست دارند با طرف مقابلشان ارتباط قوی برقرار کرده و به هم عشق بورزند. اکثراً دوست دارند مردشان به آنها بگوید که چرا دوستشان دارد و چه چیز آنها خاص و منحصر بفرد است. معمولاً می گویند دوست دارند که مردشان بیشتر بغلشان کند، ببوسدشان، ناز و نوازششان کند و با آنها بیشتر حرف بزند. اگر قرار است رابطه جنسی بیشتری داشته باشند، دوست دارند که این رابطه جنسی شدیداً احساسی و عاشقانه باشد. می خواهند این صمیمیت هم در اتاق خواب و هم خارج از آن جریان داشته باشد. همچنین خانم ها نیاز دارند که باهوش و توانا تلقی شوند و برای همه خصوصیات و ویژگی های خاصشان از آنها تعریف و تمجید شود. خانم ها به طور متوسط نیازمند بغل کردن های بیشتر، محبت بیشتر و صمیمیت بیشتر هستند. دوست دارند مردشان همیشه از زیباییشان تعریف کند و آنها را مطمئن کند که از رابطه با او لذت می برند. اغلب مردها می توانند زمان زیادی را بدون صمیمیت بگذرانند و به همین دلیل فکر می کنند که خانم ها هم همین توانایی را دارند. متاسفانه، تعداد خیلی کمی از آقایون هستند که می دانند باید هر از گاهی خانمشان را با هدایای غافل گیر کننده یا تعریف و تمجید خوشحال کنند. اما اکثر خانم ها چیزی بیشتر از صمیمت گاه و بیگاه نیاز دارند. آنها برای اینکه همیشه خوشحال و راضی باشند، به صمیمیت روزانه نیاز دارند. بعد از اینکه دو نفر با هم ازدواج می کنند، خیلی از آقایون تلاش می کنند نشان دهند که آن اندازه ای که تصور می کنند برای عشق کافی است. خیلی وقت ها نتیجه گیری هایشان را برحسب نیازهای خودشان بنا می کنند. این آن گل یا شکلات یا هدیه نیست که خانم ها واقعاً می خواهند، آنچه آنها واقعاً می خواهند اعمالی است که نشان دهد همسرشان آنها را دوست دارد و آنقدر برایشان مهم هستند که بخواهند برای خوشحال کردنشان انرژی صرف کنند. خانم ها همیشه انتظار ابراز محبت های بیشتر و مداوم تری دارند. آنها می خواهند مداوم بدانند که طرفشان به آنها بی تفاوت نیست. بسیاری از ازدواج ها به این دلیل برهم می خورد که مردها نیازهای خانمشان را واقعاً جدی تلقی نمی کنند. بسیاری از خانم های متاهلی که خارج از ازدواجشان با مردان دیگر ارتباط دارند می گویند که عاشق مردهایی می شوند که به آنها ابراز محبت می کنند، بیشتر به حرفهایشان گوش می کنند و بیشتر با آنها حرف می زنند. احساس احترام، محبت و عشقی که در ازدواجشان نداشتند را با آنها تجربه می کنند. خانم هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند و به برابری زن و مرد معتقدند به هیچ وجه دوست ندارند که فقط به عنوان یک ابزار جنسی به آنها نگاه شود. دوست دارند بیشتر از آن به نظر برسند و از مردهایی که به آنها فقط برای گذران وقت و رابطه جنسی نگاه می کنند متنفر هستند. خیلی خانم ها از اینکه می بینند چطور بسیاری از آقایون می توانند بدون عشق رابطه جنسی داشته باشند در عجبند. اکثر خانم ها اگر رابطه جنسیشان فقط جنبه فیزیکی و جسمی داشته باشد به هیچ عنوان از آن رابطه جنسی ارضاء نمی شوند. بااینکه ممکن است به ارگاسم هم برسند اما اکثراً از چنین روابط جنسی خیلی زود خسته می شوند. حتماً باید آن حس عشق و صمیمیت را با همسرشان حس کنند. اما متاسفانه اکثر آقایون یا این مسئله را نمی دانند یا اگر هم که می دانند آنرا جدی تلقی نمی کنند. برای خیلی از خانم ها بااینکه ممکن است از ارگاسم و رابطه جنسی فیزیکی لذت ببرند اما رابطه جنسی بیشتر وسیله ای برای ایجاد عشق و ابراز محبت و صمیمیت در رابطه است. هرچقدر مردها بیشتر این مسئله را فهمیده و به آن احترام بگذارند، رابطه بسیار بهتری می توانند با خانم ها داشته باشند. خوشبختانه در دنیای امروز، تعداد زیادی از خانم ها آزادانه برای رابطه پیش قدم می شوند و به خودشان اجازه می دهند که از رابطه جنسی برای لذت و صمیمیت استفاده کنند. این روزها خانم ها خواسته های خود را راحت به زبان می آورند. رابطه های موفق معمولاً از یک مردی تشکیل می شود که به این برابری زن و مرد احترام می گذارد.ئله را نمی دانند یا اگر هم که می دانند آنرا جدی تلقی نمی کنند. برای خیلی از خانم ها بااینکه ممکن است از ارگاسم و رابطه جنسی فیزیکی لذت ببرند اما رابطه جنسی بیشتر وسیله ای برای ایجاد عشق و ابراز محبت و صمیمیت در رابطه است. هرچقدر مردها بیشتر این مسئله را فهمیده و به آن احترام بگذارند، رابطه بسیار بهتری می توانند با خانم ها داشته باشند. خوشبختانه در دنیای امروز، تعداد زیادی از خانم ها آزادانه برای رابطه پیش قدم می شوند و به خودشان اجازه می دهند که از رابطه جنسی برای لذت و صمیمیت استفاده کنند. این روزها خانم ها خواسته های خود را راحت به زبان می آورند. رابطه های موفق معمولاً از یک مردی تشکیل می شود که به این برابری زن و مرد احترام می گذارد.
زندگی زیباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسیر زندان فراموشی دل نگردد و خزان یأس گلبوته های امید بهار جان را در وسعت انتظار زرد خویش ، مدفون نسازد
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم
خنده آدما همیشه از دل خوشی نیست گاهی شكستن دلی كمتر از آدم كشی نیست.... گاهی دل آنقدر تنگ میشه كه گریه هم كم میاره..جا میزنه.. دل هم سر به دیوار میزنه.. پس یه حرف ساده هم گاهی چقدر غم میاره
عاشقانه با من گام بردار به من از آن بگو که توان گفتنش به دیگری را نداری با من بخند حتی آن گاه که احساس حماقت می کنی. با من گریه کن آن گاه که در اوج پریشانی هستی تمام زیبایی های زندگی را با من شریک باش و در کنار من با تمام زشتی های زندگی ستیز کن با من رویاهایی را بیافرین تا به دنبال آنها رویم. در شادی هرچه می کنم شریک باش برای رسیدن به آرزوهای مان یاری ام کن با آهنگ عشقمان با من برقص بیا در سراسر زندگی در کنار هم گام برداریم
امشب شب بي كسيه سر رو زانوم ميذارم ارزش اشكو قائلم فاصله ها رو پر كنم
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
دلم گرفته از آدمایی که می گن دوست دارن ولی معنیشو نمی دونن.... از ادمایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن... از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی افتاب می شه همه چیز یادشون می ره...
زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم..... تو نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت
كه عاشق اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو.
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ... انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... ! براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!! از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم
هر چی که بودی برای من کسی بودی که درکم میکرد ، کسی که وقتی دلم می گرفت و می خواستم گریه کنم به گریه هام نمی خندید ، کسی که فقط منو برای خودم می خواست ، کسی که با خدا عهد بسته بودم اگر ازم بگیریش دیگه هیچ امیدی ندارم ، ولی مثل اینکه قرار بود همین بشه ، حالا با رفتن تو فقط می خوام که روزها بگذره و هیچ چیزم برام مهم نیست... !
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت رم و ژولیت گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین آرزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
وقتی شب آرام آرام به خلوت خاموش من پا می گذارد.......... و با خواهش نگاهم تو را به این ضیافت عاشقانه می خوانم
بگوييد بر روي گورم بنويسند
جز به خورشید جمالت نظری نیست مرا
به سرا پرده خوبان گذری نیست مرا گام از گام ندارم به فرا سوی دگر غیر اقلیم کریمان سفری نیست مرا بوی صد شعله عطش اید از این عشق مرا ورنه از اتش دوزخ اثری نیست مرا
|
About
Home
|
FreeCod Fall Hafez